رونویسی فریادها – 32

سرنوشتم به بال کبوترها گره خورده؛
سنگی می‌زنند
یکی می‌میرد
باقی تا آخر عمر
قلب‌شان تندتر می‌زند...

از: سعید برآبادی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *