Monthly Archives: مرداد 1394

How to create a user in MongoDB v3.0.5

I need to create a user for my database in mongodb, but it seems that I can't get it to work.

I have installed mongoDb v3.0.5 on my windows 7 machine. according to this article, I connected to my mongo instance using:

mongo -u siteUserAdmin -p password

and then I created first user via:

use admin
db.createUser(
  {
    user: "siteUserAdmin",
    pwd: "password",
    roles: [ { role: "userAdminAnyDatabase", db: "admin" } ]
  }
)

then I created a user for my nodejs application on exampleDb:

use admin
db.createUser(
  {
    user: "myUser",
    pwd: "123456",
    roles: [ { role: "readWrite", db: "exampleDb" } ]
  }
)

and finally in my nodejs application, when I try to connect to my mongo instance using this connection string:

var connString = "mongodb://myUser:123456@127.0.0.1:27017/exampleDb";

an Authentication failed error happens:

{ name: 'MongoError',
  message: 'Authentication failed.',
  ok: 0,
  code: 18,
  errmsg: 'Authentication failed.'
}

 

 

 

من همون جوری که کنار پارک باغ کودک قلهک بالا میاوردم گفتم، خوب
چرا ... چرا حالم به هم خورد ... قبلن هم که چرخ و فلک نشسته بودم که.
بابا رضا گفت، گفتم زیاد نشین، زیاد بشینی حالت به هم می خوره ... بخور.
یه قلپ ساندیس انگوری خوردم، گفتم مگه نگفتی زمین هم می چرخه ... 
بابارضا گفت: می چرخه، اونم روش زیاد بمونی حالت به هم می خوره ...

 

 

 

 

 

 

 

من همون جوری که کنار پارک باغ کودک قلهک بالا میاوردم گفتم، خوب
چرا ... چرا حالم به هم خورد ... قبلن هم که چرخ و فلک نشسته بودم که.
بابا رضا گفت، گفتم زیاد نشین، زیاد بشینی حالت به هم می خوره ... بخور.
یه قلپ ساندیس انگوری خوردم، گفتم مگه نگفتی زمین هم می چرخه ... 
بابارضا گفت: می چرخه، اونم روش زیاد بمونی حالت به هم می خوره ...

 

 

 

 

مست های بی سر و پا

این مست های بی سر و پا را جواب کن
امشب شب من است مرا انتخاب کن

مهمان من تمامیِ این ها و پای من
قلیان و چای مشتریان را حساب کن

تمثالِ شاعرانه درویش را بکن
عکسِ مرا به سینه دیوار قاب کن

هی قهوه چی ! ستاره به قلیان من بریز
جای زغال روشنش از آفتاب کن

انگورهای تازه عشقی که داشتم
در خمره های کهنه بخوابان شراب کن

از خون آهوان بده ظرفی که تشنه ام
ماهیچه فرشته برایم کباب کن

از نشئه خلسه ای بده، از سُکر جرعه ای
افیون و می بيار، بساز و خراب کن

دستم تهی ست هرچه برایم گذاشتی
با خنده های مشتریانت حساب کن

مهدى فرجى