ایات و احادیث در مورد سخن حق

قرآن


آیه 18 سوره زمر : آنانکه میشنوند گفتار را و پیروی میکنند نیکوترین آنها را و عمل می کنند به گفتاری که راهنمای به حق است آن گروهند که راه نمود ایشان را خدا و آن گروهند صاحبان حق.

حدیث

مولا علی (ع) : كسی كه اندرز و نصیحت را بپذیرد از رسوایی مصون خواهد ماند.

الحدیث جلد 2  صفحه 83


امام صادق علیه السّلام فرمود: از امیر المؤمنین پرسیدند دانشمندتر از همه كیست؟ فرمود:
كسى كه دانش مردم را بر دانش خویش بیفزاید.

خصال شیخ صدوق جلد 1 صفحه 6


مولا علی (ع) : سخن حق را از گمراهان و اهل باطل فرا گیرد و سخن باطل را از اهل حق نیاموزید و مانند صرافهای پول شناس نقاد باشید و سکه تقلبی را از سکه حقیقی تشخیص دهید .

الحدیث جلد 3 صفحه 115


مولا علی (ع) : گفتار حکیمانه را از هرکس یاد بگیرید ،  ولو که گوینده ی آن از نظر مذهبی گمراه باشد .

الحدیث جلد 3 صفحه 114


مولا علی (ع) : گفتار صحیح را از هرکه که است قبول کنید.

الحدیث جلد 3 صقحه 114


امام علی (ع) فرمود : حکمت را هر کجا که باشد ، فراگیر ، گاهی حکمت در سینه منافق است و بی تابی کند تا بیرون آمده و با همدمانش در سینه مومن آرام گیرد.

نهج البلاغه حکمت 79


امام علی (ع) فرمود : حکمت گمشده مومن است ، حکمت را فراگیر ، هرچند از منافقان باشد.

نهج البلاغه حکمت 80


حضرت رسول (ص) فرمود : دو کلمه نادر را بپذیرید و در دل خود جای دهید ، سخن حکمت آمیز از مرد سفیه و نادان این سخن را بپذیرید و به کار ببندید ، و اگر از حکیمی سخن ناصواب و سفیهانه شنیدید از آن درگذرید.

کِتابُ المَواعِظ شیخ صدوق  101


در کتاب نورالمبین فی قصص الانبیاء و المرسلین از حضرت امام علی نقی (ع) نقل شده که فرمودند : بعد از قضیه طوفان روزی شیطان به نزد حضرت نوح آمد و عرض کرد تو را بر من منت بزرگ است و من قصد دارم تلافی کنم آن خدمتی که به من نموده حضرت نوح متاثر شد و پرسیدند من به تو چه خدمتی نموده ام عرض کرد من در صدد اغوا و گمراهی مردم بودم تا اینکه آنها را در مرام کفر نگاه دارم تا بغتة مرگ گریبان آنها را بگیرد و آنها را با خود وارد جهنم سازم ، ولی می ترسیدم چنانچه ثبات قدم در هدایت مردم داشته باشید آخرالامر بعضی از آنها به تو ایمان آورند و اهل بهشت شوند ولکن در اثر نفرینی که نمودی و از خداوند طوفان طلبیدی خدا طوفان فرستاد تا اینکه تمام مردم را در حال کفر فرا گرفت و آنها را هلاک نمود و وارد جهنم گردیدند و من فعلا از اغوای آنها راحت گشتم تا اینکه کی دو مرتبه مردمی در عالم پیدا شوند تا خواسته باشم آنها را اغوی نمایم و در عوض این خدمت قصد دارم تو را مطالب نافعه و نصایح شافیه بنمایم ، حضرت نوح فرمودند مرا به نصایح تو احتیاجی نیست و میخواست به کلمات او گوش ندهد زیرا خیال میکرد شیطان با این مقدمات میخواهد او را بفریبد و اغوی کند از طرف حضرت حقتعالی خطاب شد ای نوح شیطان قصد اغوای تو را ندارد بلکه میخواهد مطالب حقه گوش زد تو نماید و لذا به نصائح او گوش ده حضرت نوح فرمود بگو چه میخواهی بگویی شیطان عرض کرد چند صفت در خود راه مده که موجب هلاکت تو میگردد : اول صفت تکبر زیرا تکبر مرا از آن مقام ارجمندیکه داشتم به خاک مذلت افکند و مطرود حق و مستحق لعن او گردانید و اگر من از سجده به حضرت آدم تکبر نورزیده بودم و خود را بزرگتر از آن نمی دانستم به این روز ذلت نمی افتادم. دوم صفت حرص زیرا حضرت آدم را خداوند تمام نعمتهای بهشتی را در تحت اختیار او قرار داد و فقط به او فرمود از شجره گندم مخور ولکن حرص او را وادار نمود تا اینکه از آن درخت خورد و به او رسید آنچه رسید. سوم صفت حسد زیرا حسد وادار نمود قابیل را بر آنکه برادر خود هابیل را بکشد و خود را در اثر این عمل مستحق تابوت جهنم گردانید و ای نوح در سه موضع هم به یاد من باش زیرا من در این مواضع نزدیک ترین حالاتم به اولاد آدم و تسلطم بر آنها از تمام حالات بهتر میباشد. اول در حال غضب زیرا من دوست دارم اولاد آدم غضب نماید و من در حال غضب آنها را به هر امر فجیعی که وادار نمایم امتثال خواهند کرد ، دوم در موقعیکه خواسته باشی در ما بین مردم مصدقی کنی و حکمی را بیان نمایی زیرا ممکن است یکطرف تصدیق و حکم اولاد تو باشد و طرف دیگر شخص اجنبی و در این صورت هم حکم به حق کردن بسیار مشکل میباشد و من به هر وسیله باشد اولاد آدم را اغوی میکنم و نمی گذارم به حق تصدیق و حکم کند ، سوم در حالیکه با زن اجنبیه خلوت نمایی زیرا خلوت با آنها موجب تسلط من است بر اولاد آدم و کم کسی خلوت با اجنبیه میکند که من او را اغوی نکنم و نفریبم.

سوغات سفر ( از تالیفات حاج شیخ علی قرنی گلپایگانی ره ) جلد 1 صفحه 305 الی 306

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *