ناصر تراب زاده (در google.com)
http://google.com/reader/shared/nasser.torabzade
Source / Comments / September 22 2011, 12:29am
 پیش از این در چندین پست «یک پزشک» به خطاهای حسی اشاره کرده‌ام و برایتان نوشته‌ام که همواره چیزی که می‌بینید، آن چیزی نیست که واقعا وجود دارد.

در همین راستا، به مطلب امروز توجه کنید که به احتمال فراوان دقایقی شما را سرگرم خواهد کرد و به فکر فرو خواهد برد.

به این تصویر نگاه کنید. یک صفحه شطرنجی را با استوانه‌ای روی آن می‌بینید، استوانه بر روی صفحه سایه انداخته است:

به دو مربع A و B‌ روی صفحه توجه کنید. حتما تصدیق می‌کنید که این دو رنگ کاملا متفاوتی دارند، یکی سفید و دیگری تیره است.

آیا مطئنید؟ بیشتر دقت کنید؟ نمی‌خواهید نظرتان را عوض کنید.

اما واقعیت چیز دیگری است، این دو کاملا یک رنگ دارند!

حتما قبول ندارید! خوب من راه‌هایی برای اثبات حرفم دارم، اگر فتوشاپ و یک نرم‌افزار ویرایشگر عکس دارید، این عکس را با ویرایشگر باز کنید و eyedropper را روی دو مربع ببرید.

اما اگر آدم شکاکی هستید و نمی‌خواهید قبول کنید، راه‌حل بهتری دارم، از عکس پرینت بگیرید و بعد با قیچی دو مربع را با دقت ببرید! می‌بینید، رنگ دو مربع دقیقا یکسان است. (عکس‌های آزمایش من)

این خطای حسی را نخستین بار در سال ۱۹۹۵، ادگار اچ آدلسون -استاد دانشگاه MIT- طراحی کرد.

شما می‌توانید این ویدئوی یوتیوب را هم در مورد این خطای دیداری ببینید.

دست آخر این سؤال برای ما پیش می‌آید که چرا این طور می‌شود و ما این طور می‌بینیم.

حقیقت این است که تصویری که در ذهن ما از محیط اطراف ایجاد می‌شود، صرفا حاصل یک دستگاه اپتیک نیست. مغز پردازش پیچیده‌ای روی پیام‌های عصبی انجام می‌دهد. مغز ما برای درک دیداری چیزی، همیشه آن را در ارتتباط با بقیه اشیای پیرامونش، پردازش می‌کند. بنابراین رنگ مربعی که توسط مربع‌های تیره احاطه شده، توسط مغز ما روشن‌تر ادراک می‌شود و برعکس. نقش سایه آن استوانه که روی صفحه شطرنجی افتاده، آشفته کردن صحنه و تشدید اثر است.



آگهی:

بانه پدیا

بزرگترین مرجع راهنمای خرید و سفر به شهر مرزی بانه

http://www.banehpedia.com


پذیرش آگهی متنی و تصویری در نشریه خوارزمی

Source / Comments / September 20 2011, 12:31am
dog_trainer.gif
Source / Comments / September 17 2011, 7:13pm
.
.
.
.
.
آخرش یه شب ، ماه میاد بیرون

از سر اون کوه ، بالای دره

روی این میدون ، رد میشه خندون...
.
.
.
.
.
Source / Comments / September 17 2011, 7:04pm
خب دیگه
زندگیمُ ساختم
به نظر خیلی مسحکم نمیاد ولی سرپاست
فقط بهش دست نزن!
هااا
پوووففف
- تپ
:|
Source / Comments / September 17 2011, 6:23pm
Shared by Tarannom
مراسم دهمین سالگرد حملات توریستی 11 سپتامبر

نوشته ی در دست یکی از حضار خطاب به "بوش"ه با این مضمون:

"پسر من در حملات تروریستی 11 سپتامبر کشته شد .کودکان عراقی و افغانی هنوز در رنج بسر می برند .مفهوم عدالت برای تو چیست؟"
Source / Comments / September 17 2011, 5:40pm
10 صفحه خوندم
بیناش یه پشه کشتم
2 تا آهنگ گوش دادم
بستنی خوردم
سوپ خوردم
گوشواره هامو عوض کردم
از دستم عکس گرفتم
تو نوت گوشیم نوشتم ست لباس زیر، کارتن، کفش، دندون پزشکی
3 دفه هم جهت متکا و چیدمان پنکه و چراغ مطالعه رو تغییر دادم
خیلی فان بود
Source / Comments / September 17 2011, 5:39pm
Shared by Vahid Online
البته فیلمی که برای کلیک دزدی در تیتر نوشته شده هیچ ربطی به ماجراهای دیروز بام تهران نداره
فیلمی است تزئینی مثل عکس مطلب برای نشان دادن اینکه منظور از جشنواره فانوس‌ها چطور برنامه‌ایه

بام تهران شب گذشته قرار بود میزبان جوانانی باشد كه قصد به هوا فرستادن فانوس باشند، اما این جشنواره كه فراخوانش در فیس بوك داده شده بود و نزدیك 80 هزار نفر عضو صفحه اش بودند نیز با برخورد ماموران برگزار نشد تا این پرسش اساسی مطرح شود كه آیا فرستادن فانوس به آسمان یا هر جشن جمعی دیگر كه منع شرعی یا عرفی ندارد نیز در كشورمان ممنوع است و با این حساب آیا از این پس دیگر جشنواره ها همچون جشنواره ها بادباك ها هم برگزار نخواهد شد؟!
به گزارش سرویس اجتماعی «آینده»؛ «آب بازی» نخستین مرتبه ای بود كه با انتقادات شدیدی نسبت به یك حركت جمعی گروهی از جوانان همراه شد و انتقادات نیز متوجه مشكلات شرعی و عرفی چنین اتفاقی بود و اگرچه پیش از آن حركاتی چون گردهمایی موفرفری ها در پارك ملت كه چندان با عرف صادق نبود و بسیاری از حاضرین نیز موهایشان را برای شركت فر كرده بودند(!) با این نوع برخورد روبرو نشد و این نخستین بار بود كه چند نفر برای چنین برنامه ای دادگاهی می شدند كه این سبك برخورد، انعكاس وسیع بین المللی نه چندان جالبی نیز داشت. البته بعد از آن فرمانده ناجا و دادستان كل كشور تاكید كردند كه صرف آب بازی جرم نیست و بیشتر به هنجارشكنی ایراد داشتند.
پس از این اتفاقات، گروهی از جوانان اقدام به ایجاد صفحه ای در فیس بوك كرده و درصدد راه اندازی جشنواره ای برآمدند كه بر اساس آن، 24 شهریورماه (15 سپتامبر) كه با هیچ اتفاق بدی همزمانی تاریخی نداشت، در بام تهران (بخش بالایی ولنجك) گرد هم آیند و فانوس به هوا بفرستند. 19:30 الی 22:30 جمعه شب (شب گذشته) موعد این جشن بود، اما برخلاف انتظار، این جشن نیز كه مختصات كاملاً متفاوتی با آب بازی داشت و تنها نقطه اشتراكش فراخوان در فیس بوك بود، با برخورد سلبی مواجه شد و به جز چند فانوس جوانكی، روشنایی در دل شب های بام ارتفاعات پایتخت مشاهده نشد.


علاوه بر اینكه به گروهی از مردم اجازه داده نشد وارد محل قرار كه كنار زمین تنیس بود، شوند، از برخی دیگر نیز فانوس هایی كه دستشان بود گرفته شد و البته علی الظاهر برخی نیز كه مقاومت هایی انجام داده و یا برخورد تندی با نیروی انتظامی داشتند، ظاهرا بازداشت شدند. با این اوصاف جشنی كه می توانست بدون مشكلات شرعی و عرفی برگزار شود و موجبات شادی گروهی از جوانان را فراهم آورد، در عوض مدیریت، كلاً برگزار نشد تا خیال همه راحت شود كه عوارض بعدی نداشته باشد.
این در حالی است كه جشنواره فانوس ها به عنوان جاذبه گردشگری در بسیاری از كشورهای دنیا از چین در پانزدهمین روز سال نوی آنها تا كشورهای اروپایی مطرح است و اصلاً شركت های گردشگری همزمان با این جشن ها، هزاران توریست را با خود به این كشورها می آورند و حتی در كشورهای عربی اسلامی چون مصر، فانوس روشن كردن و به هوا فرستادن یكی از سنت هایشان در ماه مبارك رمضان است و جشن ذاتاً غربی نیست با این حساب مشخص نیست چنین جشنی چه اشكالی شرعی یا عرفی یا امنیتی در كشورمان به همراه داشته باشند و در صورت مدیریت، جز شادی سالم جوانان، چه دستاورد دیگری در پی داشت؟
آیا اگر آسمان تهران با هزاران فانوس روشن می شد و شهرداری تهران و دیگر نهادهای شهری و فرهنگی در این زمینه همكاری می كردند، اتفاق قشنگ تری رخ نمی داد و مقدمه ای برای تكرار چنین حركات سالمی با محوریت جوانان در پایتخت و دیگر شهرها نبود و این احساس نزد برخی جوانان پیش نمی آمد كه اصلاً شاد بودن در كشورمان در حال تبدیل شدن به یك منكر است؟ هرچند حتی می تواند قرآن برای قرائت آوردن نیز همچون آنچه جریان انحرافی مرتكب شد و رقص كنان قرآن را در حضور مشایی به روی صحنه مراسم آوردند، دچار اشكال شود اما فی النفسه این حركت مشكل ندارد و فانوس به هوا فرستادن و دیگر جشن های سالم نیز در صورت اداره توسط نهادهای شهری و فرهنگی فاقد اشكال است.
حال در صورتی كه می توانست این جشن یك اتفاق و فضایی برای تفریح سالم گروهی از جوانان را در بام تهران فراهم سازد، آیا با چنین برخوردی از این پس حركت های جمعی همچون جشنواره بادباك ها هم ممنوع خواهد شد و اصولاً حركت بیش از دو نفر در اماكن عمومی اتفاق خوبی است؟! كاش فقط قدری به عاقبت چنین برخوردهایی بیاندیشیم و تا سر حد ممكن به مدیریت چنین برنامه هایی بپردازیم چرا كه اگر فضاهای عمومی سالم برای تخلیه شادی و خوشی جوانان فراهم نشود، فضاهای خصوصی وسعت خواهد یافت كه در آنها خوراكی ها و ابزارهای دیگر جایگزین فانوس ها خواهند شد!

Source / Comments / September 17 2011, 5:37pm
Vahid: جمله شگفت انگیز دیگر از جواد خیابانی: نقطه پنالتی رو میبینیم که در محوطه جریمه قرار گرفته. http://ff.im/LAqZr
Source / Comments / September 17 2011, 5:36pm
Shared by Nima
:))


میرحسین موسوی در دیدار با فرزندانش گفته بود: « به هر کسی که می خواهد از وضع و حال من خبردار شود بگوئید که کتاب "گزارش یک آدم ربایی" (اثر) گابریل گارسیا مارکز را بخواند.» و اینک این مطلب در صفحۀ فیسبوک «مارکز» که از بزرگترین نویسندگان تاریخ رمان جهان است، نقل می شود تا همگان از شرایط سختی که بر او و همسرش می گذرد، آگاه شوند

صفحه فیس بوک مارکز

Source / Comments / September 17 2011, 5:19pm
طرف توی خیابون داشت تبلیغات پخش میکرد..کاغذ تبلیغاتی رو گرفت طرفم.با سر بهش گفتم نمیخوام.
گفت:تعارف میکنی؟؟؟

خدا حفظش کنه ،دلمون رو شاد کرد :)))
Source / Comments / September 17 2011, 5:12pm
Shared by به نام
دنیای ام اند ام
بریم؟
Source / Comments / September 17 2011, 4:50pm
Source / Comments / September 17 2011, 4:39pm
ظلم بیشتر نگرانتون می‌کنه یا چگونگی واکنش مظلوم به ظلم؟
Source / Comments / September 17 2011, 4:36pm
Source / Comments / September 17 2011, 4:25pm
Shared by hamid
یعنی ایده عکاسیش تو حلقم
 Dobre  Słabe 13 Dobre / 1 Słabe
Source / Comments / September 17 2011, 5:44am
نمی تواند باور کند که آن دو تا احمق واقعا رفته اند توی اتاقک ، محض خنده رفته اند . برای سرگرمی . این هم نشان می دهد که آنها چقدر خنگند ، چون همه می دانند که با طالع بین ها نمی شود شوخی کرد . نمی شود پیش بینی کرد که طالع بین چه خواهد گفت ، ولی وقتی که گفت ، به هیچ ترتیبی نمی شود جلوی آن اتفاق را گرفت . همین که شنیدی چه چیزی در انتظار توست ، دیگر در انتظارت نیست ، همین جا پیش توست . درِ خانه ات را چه به روی آینده باز کنی ، چه به روی یک قاتل - هیچ فرقی ندارد .
آینده . مگر همه به اندازه ی کافی از آینده خبر ندارند که تازه جزئیات آن را هم دارند زیر و رو می کنند ؟ فقط یک چیز است که باید از آینده بدانی : همه چیز بدتر می شود . اگر این را بدانی ، همه اش را می دانی . جزئیات به فکر کردنش نمی ارزد .


لاتاری ، چخوف و داستانهای دیگر - توبیاس ولف - آن میلرِ دیگر - مترجم : جعفر مدرس صادقی

Source / Comments / September 15 2011, 7:33pm

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است:

نه

Source / Comments / September 15 2011, 12:56am


Source / Comments / September 14 2011, 8:19pm
ابتدا یک عدد از ١ تا ۴٢ انتخاب کنید ، سپس آنرا با شماره کارت ملی تان جمع کنید ، حالا جمع حاصل را تقسیم بر ٢ کنید ، عدد به دست آمده را به حروف بنویسید ، سپس بروید گوگل ترنسلیت ، زبان روسی را انتخاب نموده و آنرا ترجمه کنید , ترجمه فوق را سه بخش کرده ، و هر بخش را هر کار خواستید بکنید ! از بیکاری که بهتر است !!!!ا پ.ن : اگر این متن را برای ۴٠٠ نفر ارسال کنید ... یکروز بعد از ظهر احتمالاً خبر خوبی به شما میرسد
Source / Comments / September 14 2011, 4:55am

نمی دانی چقدر غصه دار هستم و قلبم چقدر گرفته ممکن هست تا آمدن شماها من خفه شده باشم، فایده اش چیست، فایده تمام این کارها چیست؟ تا حالا من خوشحال بودم. که اقلا تو از آنجا راضی هستی و کار میکنی و کارت این همه موفقیت پیدا کرده حالا تو برميگردی و تمام نصایح من در تو اثری نداشته، حیف. اینجا تو باید میان کسانی زندگی کنی که تمام زندگی مرا خرد و نابود کردند. اینها هیچ هستند، هیچ هستند. آنهایی که امروز صد دفعه عکس تو را توی مجلاتشان چاپ می کنند و بزور بخورد آن بقیه میدهند و فردا هیچ کاری ندارند غیر از آنکه هرجا مینشینند از تو بد بگویند و هرجا می نویسند از تو بد بنویسند. من نمی دانم قدرت تحمل تو تا چه اندازه است، من میان اینها زندگی کرده ام میان اینها مرده ام تا توانسته ام خودم باشم ولی تو...
منم مثل تو عاشق گرد و خاک کوچه مان و بچه گداهای خیابان امیریه و کبوترها و سگ ها و گل های آفتابگردان هستم ولی تو برای که می خواهی اینها را تعریف کنی؟ تو از سادگیت و از احساسات پاک و بچه گانه ات زندگی میکنی واین ها با مسخره کردن همین احساسات تو نان خواهند خورد. من به این عادت کرده ام و این دلقک ها را خوب میشناسم تو هم بیا تا آنها را بهتر بشناسی. منتظر آمدن تو و اینای عزیزم هستم. به هر جهت اولین کسی که در فامیل ما میمیرد من هستم و بعد از من نوبت تو است. من این را میدانم.
Source / Comments / September 13 2011, 10:45am

 

 

  

 

من فکر می کنم که "حق داری گاهی به من گیر می دی" 

 

 ولی از اون گذشته باید توجه داشته باشی که "حق نداری به من گیر بدی" ! 

 

 

 

 

Source / Comments / September 13 2011, 8:19am
Shared by Azadeh
=)))
عالی
بگذار قلم را به غزل بسپارم
شاید گره ای باز شود از کارم
پرسید مگر تو هم غزل می گویی؟
گفتم په نه په فقط رباعی دارم

Source / Comments / September 12 2011, 8:51pm


intweetion:Travis - Why Does It Always Rain On Me

Source / Comments / September 12 2011, 9:14am

آدم پسر خوبی باشه سربازی معاف نمی‌شه؟

[ آخرین تلاش‌ها ]
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ...38